راه رفتن بهراد خوشگله
سلام مامانی
ببخش پسرم که این مطلب رو دیر تو وبلاگت گذاشتم
روز چهارشنبه 5 شهریور با مامانی و خاله زهره رفتیم خونه خاله زینب تازه از راه نرسیده کلی خونه ی خاله زینب رو بهم ریختی و خاله فقط قربون صدقت میرفت ، دست یکیمونو میگرفتی که باهات راه بریم و بازی کنیم مامانی گفت دوست داره راه بره ولی میترسه خلاصه با 20 دقیقه تمرین راس ساعت 5 عصر مامانی بهراد کوچولو رو راه انداخت ترس آقا بهراد ریخت و دیگه ام زمین نمینشست کلی ام ذوق میکرد که خودش راه میره
مامان فدای اولین قدمت پسرم
ایشالا به یاری خدا همیشه تو زندگیت قدمای بزرگ بزرگ برداری گلم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


راه رفتن بهراد خوشگله 
