پایان 14 ماهگی عمرم بهراد
گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟ گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من . . . پسر نازم ماهگیت مبارک بهراد جون من و بابایی عاشقتیم این متن رو تقدیم میکنم به همسر عزیزم بهمن جون برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تویی که احسا سم از آن وجود نازنین ...
نویسنده :
مامان زهرا 👩
23:55






