بهراد کوچولو تو این روزا
سلام هستی مامان ؛ پسرم هر روز از روزای خوب خدا که میگذره بزرگ شدنت رو دارم میبینم ، چشم حسود کور عسلی شدی که نگوووووووووو هر روز بیشتر از روز قبل بهت وابسته میشم ... خیلی دوست دارم مامانی این روزا یه کارایی میکنی که کلی میخندیم ، موقع غذا خوردن وااااااااای نگو چنان با هیجان خودت رو میخوای به غذا برسونی که ما خندمون میگیره هر کی ندونه فکر میکنه هیچی بهت نمیدیم که بخوری چون هنوز نمیتونی چهاردست و پا بری خیلی زور میزنی که دستت به غذا برسه که نمیرسه اونوقته که صدات در میاید و گریه میکنی من یا بابایی هم بغلت میکنیم و میبریمت پیش خودمون ، همین که میخوایم قاشق غذا رو بذاریم دهنمون یا قاشقو وسط راه اذمون میگیری یا یه نگاهه مظلومانه ...
نویسنده :
مامان زهرا 👩
21:07







